محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

115

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وى پادشاهى شايسته بود و با رعيت مهربان بود و شاپور فارس را بنياد كرد و در آن مقر گرفت و در ولايات بگشت و با ابليس در آويخت و در سرزمينهاى دور و نزديك به دنبال وى بود و او و ياران متمردش را به هراس افكند كه بگريختند و پراكنده شدند . وى اول كس بود كه از پشم و موى پوشش و فرش گرفت و اول كس بود كه از اسب و استر و خر آرايش پادشاهى كرد و بگفت تا سگان را براى نگهبانى و حفظ گله از درندگان و براى شكار به كار گيرند و به فارسى چيز نوشت و در نخستين سال پادشاهى وى بوداسب پديد آمد و به كيش صابيان دعوت كرد . اكنون به سخن از اخنوخ باز مىگرديم كه ادريس عليه السلام بود . به گفته ابن اسحاق اخنوخ پسر يرد ، هدانه و به قولى ادانه دختر باويل پسر محويل پسر خنوخ پسر قين پسر آدم را به زنى گرفت و در اين وقت شصت و پنج سال داشت و متوشلخ پسر اخنوخ را آورد و پس از تولد متوشلخ سيصد سال ديگر بزيست و پسران و دختران آورد و همه عمر اخنوخ سيصد و شصت و پنج سال بود . ولى به گفتهء اهل تورات خنوخ پس از ششصد و هشتاد و هفت سال از عمر آدم متوشلخ را آورد و او را در كار خدا جانشين خويش كرد و پيش از آنكه به آسمان رود با او و خاندان خود وصيت كرد و خبر داد كه خداوند عز و جل فرزندان قايين و معاشرانشان را عذاب خواهد كرد و از معاشرت آنها منعشان كرد . گويند اخنوخ اول كس بود كه بر اسب نشست زيرا به رسم پدر به جهاد پرداخت و به روزگار خويش در كار اطاعت خداى بر روش نياكان بود و عمر اخنوخ سيصد و شصت و پنج سال بود و شصت و پنج ساله بود كه متوشلخ تولد يافت . آنگاه چنان كه ابن اسحاق گويد ، متوشلخ پسر اخنوخ ، عربا دختر عزرائيل پسر ابو شيل پسر اخنوخ پسر قين پسر آدم را به زنى گرفت و در اين وقت يكصد سال داشت و لمك پسر متوشلخ را آورد و پس از ولادت وى هفتصد سال بزيست و پسران و دختران داشت و